نوشته‌هایی با برچسب "لطیفه های بامزه کودکان"

لطیفه های بامزه برای کودکان لطیفه های بامزه برای کودکان

طوطی سیاه. از آقا کلاغه می پرسند: اسمت چیست؟. کلاغه گفت: طوطی. پرسیدند: پس چرا رنگت سیاه است؟. گفت: آخه توی زغال فروشی کار می کنم. جواب غلط. پدر: پسرم امتحان ریاضی ات چطور بود؟. پسر: یکی از جواب ها را غلط نوشتم. پدر: عیبی ندارد. پس بقیه سوال ها را درست حل کردی؟. پسر: نه، چون اصلا وقت نکردم به بقیه ی سوال ها نگاه کنم. گوشت گاو. محمود: من از بس گوشت گاو خوردم، پر زور وقوی شدم. مسعود: پس چرا من این قدر ماهی می خورم، شنا یاد نگرفته ام. دوربین. دکتر: متاسفانه چشم شما دوربین شده است. بیمار: آخ جون. پس یک حلقه فیلم بدهید، داخلش بیندازم وچندتا عکس بگ

لطیفه بامزه برای کودکان لطیفه بامزه برای کودکان

مجموعه: سرگرمی کودکان. * پسر: مامان! یک لطیفه تعریف کن!. مادر: حرف نزن! بیا کمکم کن ظرف ها را بشویم. پسر: ها ها ها ها، چه لطیفه ی قشنگی!. * پسر: پدر! می تونی توی تاریکی چیزی بنویسی؟. پدر: بله! چی می خواهی بنویسم؟. اسمت را پایین این کارنامه!. * اولی: چرا روح نمی تواند دروغ بگوید؟. دومی: چون توی دلش دیده می شود. * خانم اولی: توی دو ثانیه 500 کالری از دست دادم. خانم دومی: چه طوری؟. خانم اولی: همبرگرم از دستم افتاد زمین!. * پسر بچه همین طور که دوچرخه سواری می کرد گفت:مامان! مامان! منو ببین! بدون دست، بدون دست!. یکهو با صورت زمین خورد و گفت: مامان م

جوک و لطیفه های بامزه برای کودکان جوک و لطیفه های بامزه برای کودکان

مجموعه: سرگرمی کودکان. معلم : می تونی بگی چرا فلامینگو یک پاش رو بالا نگه میداره؟. شاگرد: چون اگر دوتاش رو بالا نگهداره ، می افته!. به یک حلزون میگن یک دروغ شاخدار بگو. حلزونه میگه : دویدم و دویدم ، سر کوهی رسیدم!. معلم : چرا مردمان نخستین روی دیوار غار نقاشی می کردن؟. شاگرد: چون خواندن و نوشتن بلد نبودند!. قاضی به دزد میگه : خجالت نمی کشی، این دومین باره که اومدی دادگاه. دزد به قاضی میگه : شما که باید بیشتر خجالت بکشین که هر روز این جا هستین!. منبع:koodakcity. com.

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه