نوشته‌هایی با برچسب "لطیفه خنده دار"

لطیفه های خنده دار برای کودکان لطیفه های خنده دار برای کودکان

مجموعه: سرگرمی کودکان. مارمولک. مارمولک گفت من مارمو من مارم. دوستانش هم گفتند مار مار مارمولک به ما نزن هی کلک. فسقلی. خال خالی گفت بند کفش بابای من خیلی زور دارد. دوستش پرسید از کجا می دانی ؟. فسقلی جواب داد آخه دیروز بند کفشه رفت زیر پای بابام پرتش کرد روی زمین. سیب. معلم به بچه گفت یک کرم بکش. دانش آموز سیب کشید. معلم پرسید چرا سیب کشیدی؟. دانش آموز جواب داد کرمه توی سیب قایم شده خانم. کنار دریا. سوسک کوچولو کنار وان حمام زندگی می کرد، به دوستانش می گفت ویلای ما کنار دریاست. جوجه. جوجه گفت من دیگه بزگ شدم بعد هم پرید رفت روی بلندی و گفت جوج

لطیفه های شیرین و خنده دار لطیفه های شیرین و خنده دار

مجموعه: سرگرمی کودکان. مجموعه ای از جوک و لطیفه های با مزه برای کودکان. جوراب های لنگه به لنگه. یک همسایه دلسوز دختر کوچولویی را که به مدرسه می رفت، متوقف ساخت و گفت: کوچولو! عجب جوراب های عجیبی به پا کرده ای، یک لنگه قرمز و یک لنگه آبی!. دختر کوچولو با صدای بچه گانه اش گفت:. عجیب تر این که یک جفت مثل همین جوراب ها هم توی خانه دارم!. ساندویچ فروشی. مردی به ساندویچ فروشی رفت و گفت: آقا لطفا یک ساندویچ مرغ به من بدهید. فقط گوجه فرنگی نگذارید. ساندویچ فروش: گوجه فرنگی تمام شده، می خواهید به جایش خیار شور نگذاریم. صرف فعل. معلم: وقتی گفته می شود «

لطیفه های خنده دار لطیفه های خنده دار

نسخه دکتر. بیمار:آقای دکتر! انگشتم هنوز به شدت درد می کند!. دکتر: مگر نسخه دیروز را نپیچیدی؟. بیمار: چرا پیچیدم دور انگشتم ولی اثر نداشت؟. در کلاس زیست شناسی. معلم:سعید! دو تا حیوان دوزیست نام ببر. سعید: قورباغه و برادرش. انشاء. معلم از دانش آموزان خواست که انشاء درباره یک مسابقه فوتبال بنویسند. همه مشغول نوشتن شدند جز یک نفر، معلم از او پرسید: تو چرا نمی نویسی؟. دانش آموز جواب داد:نوشته ام!. معلم دفتر او را گرفت و نگاه کرد. نوشته بود: به علت بارندگی فوتبال برگزار نخواهد شد!. جمله سازی. معلم: با علی، محمد، حسین جمله بساز. رضا: علی با حسین به

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه