دنیای ضرب المثل

ضرب المثل چهار دیواری اختیاری

مجموعه: دنیای ضرب المثل. داستان ضرب المثل چهار دیواری اختیاری. مورد استفاده:. در مواردی است که انسان می‌خواهد کاری را با سلیقه و نظر خودش انجام دهد. دوره‌ی پادشاهی شاه عباس صفوی، یکی از شکوفاترین دوران رشد و توسعه ایران بوده. یکی از عادت‌های شاه عباس این بود که هر چند وقت یکبار با لباس مردم عادی و بی‌سروصدا صورتش را می‌پوشاند و بین مردم می‌رفت و با آنها شروع به صحبت می‌کرد تا از اوضاع زندگی و کسب و کار مردم کوچه و بازار اطلاعاتی به دست آورد. یک شب که شاه عباس به قصد سرکشی در کوچه و پس کوچه‌های شهر راه می‌رفت. از درون خانه‌ای صدای تنبک و سنتور

ادامه مطلب ...
داستان ﺿﺮﺏﺍﻟﻤﺜﻞ گل پشت و رو ندارد

مجموعه: دنیای ضرب المثل. درجمع مردم یا در مکانی یکی بالاجبار پشت به یکی می ایستدیا می نشیند ازاینکه پشت به کسی می باشدازآن شخص عذرخواهی می کند. شخص هم درجواب میگویدخواهش می کنم عیب نداردو به کنایه میگوید:. راحت باش،<<گل پشت وروندارد>>. ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺻﺒﺎ ﻭ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻣﻠﮏ ﺍﻟﺸﻌﺮﺍﺀ ﻭ ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ ﺟﻮﺍﻥ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﭘﺎﻣﻨﺎﺭ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﻭ ﺁﺗﺶ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ . ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻗﺪ ﻭ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﮐﻪ ﺍﻭ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺷﻮﺭ ﻭ ﺷﻮﻕ ﺁﺗﺶ ﺑﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ. ﻧﻈﺮ ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ ﺭﺍ ﺟﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ . ﺍﺳﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮ ﺯﯾﺒﺎ ‏«ﺛﺮﯾﺎ ‏» ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﯾﮏ ﺳﺮﻫﻨﮓ ﺍﺭﺗﺶ ﺑﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺷﻬﺮﯾﺎﺭ ﺩﺭ ﺍﺷﻌﺎﺭ

ادامه مطلب ...
ضرب المثل آدم گرسنه سنگ را هم می‌خورد

مجموعه: دنیای ضرب المثل. داستان ضرب المثل آدم گرسنه سنگ را هم می‌خورد. مورد استفاده:. یعنی هر چیزی در جای خودش ارزش واقعی خود را نشان می‌دهد. داستان ضرب المثل:. روزی روزگاری لقمان حکیم با پسرش از کوچه‌ای عبور می‌کردند که ناگهان صدای اذان شنیدند. پسرش گفت: پدر برای نماز به مسجد برویم و بعد از نماز برای نهار به منزل برویم. امروز مادرم برای نهار غذای خوشمزه‌ای آماده کرده. لقمان و پسرش به مسجد رفتند و بعد از خواندن نماز، پسر مسیر خانه را در پیش گرفت لقمان کمی صبر کرد و گفت: اگر مطمئن هستی که مادرت غذای خوشمزه‌ای برای ما مهیا کرده به خانه برویم.

ادامه مطلب ...
ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم

مجموعه: دنیای ضرب المثل. داستان ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم. ضرب المثل اگر تو کلاغی من بچه کلاغم به افرادی می‌گویند که فکر می‌کنند خیلی زرنگ و باهوشند. روزی روزگاری بر روی درختی وسط یک شهر بزرگ کلاغی زندگی می‌کرد که تازه تخم گذاشته بود و از آنها مراقبت می‌کرد. تا اینکه جوجه‌هایش سر از تخم درآوردند و کلاغ صاحب سه جوجه کلاغ کوچک شد. کلاغ مادر که خیلی خوشحال بود، به شدت از جوجه‌هایش مراقبت می‌کرد. برای آنها غذا تهیه می‌کرد و با بال‌هایش سایبان برای جوجه‌هایشان می‌ساخت. یک روز که کلاغ برای پیدا کردن غذا از لانه بیرون رفته بود، گربه به لا

ادامه مطلب ...
داستان ضرب المثل اگر بشود ، چه شود

داستان ضرب المثل اگر بشود ، چه شود. مجموعه: دنیای ضرب المثل. داستان ضرب المثل اگر بشود ، چه شود. کاربرد ضرب المثل :. ضرب المثل اگر بشود، چه شود در مورد افراد خوش بینی به کار می‌رود که گاه خودشان می‌دانند کاری که در حال انجام آن هستند بی‌فایده است ولی باز هم بر انجام آن اصرار دارند. داستان ضرب المثل :. روزی، ملانصرالدین به شهری ساحلی سفر کرد. ملا که تا آن موقع دریا را ندیده بود، وقتی به کنار دریا رسید خیلی تعجب کرد و از دیدن این همه آب، که انتهایش معلوم نبود و تا چشم قادر به دیدن بود، آب بود، حیرت زده شد. ملا ساعت‌ها لب دریا نشست و به آن نگاه

ادامه مطلب ...
ضرب المثل یک لحظه غفلت، یک عمر پشیمانی

مجموعه: دنیای ضرب المثل. داستان ضرب المثل یک لحظه غفلت، یک عمر پشیمانی. ضرب المثل یک لحظه غفلت، یک عمر پشیمانی در مورد افرادی که بدون فکر و اندیشه کاری انجام می‌دهند و سپس از کرده پشیمان می‌شوند، به کار می‌رود. داستان ضرب المثل یک لحظه غفلت، یک عمر پشیمانی:. روزی، در شهری پادشاه مهربانی زندگی می‌کرد که تمام مردم دوستش داشتند او مشکلات مردم را خوب گوش می‌کرد و تا آنجا که در توانش بود در رفع مشکلات آنها تلاش می‌کرد. این پادشاه مهربان با زنش تنها زندگی می‌کرد. آنها سالیان سال بود که ازدواج کرده بودند ولی بچه‌دار نمی‌شدند. در این سال‌های تنهایی پ

ادامه مطلب ...
ضرب المثل خمیازه خمیازه آرد، حیف بر جان آن‌که مُرد

مجموعه: دنیای ضرب المثل. داستان ضرب المثل خمیازه، خمیازه آرد حیف بر جان آن‌که مُرد. پیام ضرب المثل:. دوری از سوءظن و بدگمانی است زیرا سوءظن موجب می‌شود انسان از روی اشتباه به کارهای خطرناکی دست بزند که پشیمانی در آنها سودی ندارد و کاربرد آن در منع و اجتناب از سوءظن می‌باشد. داستان ضرب المثل:. کدخدایی با زن و خادم خود نشسته بود که زن خمیازه کشید. خادم نیز بلافاصله خمیازه‌اش گرفت و او هم خمیازه کرد. کدخدا بر گمان شد و فکر کرد خمیازه، رمزی بین زن و خادم است. به اتاق دیگری رفت و زن خود را صدا زد و بی‌درنگ همسرش را کشت و در جایی پنهان کرد و دوبار

ادامه مطلب ...
ضرب المثل حرف مرد یكی است

مجموعه: دنیای ضرب المثل. داستان ضرب المثل حرف مرد یکی است. کاربرد ضرب المثل:. این ضرب المثل در مورد افرادی است که با اینکه نظراتش اشتباه است باز هم با لجاجت روی حرف خود پافشاری می‌کند. داستان ضرب المثل:. در زمان‌های قدیم مردم می‌گفتند که سن چهل سالگی، سن پختگی در رفتار و کردار و نهایت رشد عقلی، اجتماعی فرد می‌باشد. در آن زمان چهل سالگی آنقدر اهمیت داشت که در بعضی از شهرها با اینکه جشن تولد مرسوم نبود ولی جشن تولد چهل سالگی را برای افراد جشن می‌گرفتند. یکی از افرادی که خیلی دوست داشت زودتر به سن چهل سالگی برسد تا همه او را به عنوان یک آدم فهمید

ادامه مطلب ...
داستان ضرب المثل آب ها از آسیاب افتادن

مجموعه: دنیای ضرب المثل. معنی ضرب المثل:. - در زمانی بکار می‌رود که غائله (چنانکه انتظار می‌رفت) ختم شود و آرامش برقرار گردد. - معمولاً (از قبل) انتظار ختم مسئله هست فقط دیر یا زود آن مشخص نیست؛ یعنی معلوم نیست که کی آبها از آسیاب می‌افتند. - آرامشی برقرار شد- سرو صدا خاموش شد. ریشه و مفهوم ضرب المثل آب ها از آسیاب افتادن. آسیاب آبی، معمولاً توربینی داشت که خارج از کارخانه نصب بود و بوسیله آب می‌چرخید؛ بسته به موقعیت مکانی آسیاب و میزان تسلط آب، ممکن بود آب جوی یا رود از زیر توربین بگذرد، یا آنکه از بالا روی آن بریزد و آنرا بچرخش در آورد. و آن

ادامه مطلب ...
ضرب المثل با دم کنده رفتیم، اما شما هم ده آباد کن نیستید

مجموعه: دنیای ضرب المثل. داستان ضرب المثل با دم کنده رفتیم اما شما هم ده آباد کن نیستید. کاربرد ضرب المثل:. آدم حقه بازی که خودش را دوست نشان می دهد، اما معلوم می شود که حیله گر است و از میان دوستانش رانده می شود، برای آرامش دادن به خودش می گوید: «ما با دم کنده رفتیم، اما شما هم ده آباد کن نیستید. ». داستان ضرب المثل:. یکی بود، یکی نبود روستایی بود که دیگر کسی در آن زندگی نمی کرد. همه ی اهالی آن به روستاهای دیگر رفته بودند. یک روز، سگ و خروسی که با هم دوست بودند، تصمیم گرفتند به روستایی که دیگر کسی در آن نبود بروند و آن ده را آباد کنند. با هم

ادامه مطلب ...
ضرب المثل آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد!

مجموعه: دنیای ضرب المثل. داستان ضرب المثل آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد!. کاربرد ضرب المثل:. آشی برایت بپزم که یک وجب روغن رویش باشد که کنایه است از اینکه برایت نقشه شومی کشیده ام و حالت را می گیرم. توی کتاب «سه سال در دربار ایران» نوشته دکتر فووریه٬ پزشک مخصوص ناصرالدین شاه مطلبی نوشته شده که پاسخ این مسئله یا این ضرب المثل رایج بین ماست. او نوشته :. ناصرالدین شاه سالی یکبار (آنهم روز اربعین) آش نذری میپخت و خودش در مراسم پختن آش حضور می یافت تا ثواب ببرد. در حیاط قصر ملوکانه اغلب رجال مملکت جمع می شدند و برای تهیه آش شله قلمکار هریک

ادامه مطلب ...
داستان ضرب المثل ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﺣﻼﺝ ﮔﺮﮒ ﺷﺪﻩ

مجموعه: دنیای ضرب المثل. ضرب المثل ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺷﻤﺎ ﺣﻼﺝ ﮔﺮﮒ ﺷﺪﻩ. ﺣﻼﺟﯽ ﺍﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﺮﺍﯼﮐﺎﺭﺣﻼﺟﯽ ﺑﻪﺩﻫﯽ ﻣﯽﺭﻓﺖ. ﺯﻣﯿﻦ ﺍﺯ ﺑﺮﻑ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﻭ ﻫﻮﺍ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺳﺮﺩ ﺑﻮﺩ . ﺍﺯ ﻗﻀﺎ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺑﻪ ﮔﺮﮔﯽ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ . ﮔﺮﮒ ﺍﺯ ﺳﺮﻣﺎ ﻭ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ، ﺣﺎﻟﺖ ﺣﻤﻠﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﻓﺖ . ﺣﻼﺝ ﺩﺭﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﯿﺪ، ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﮔﻢ ﻧﮑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭﺻﺪﺩ ﭼﺎﺭﻩ ﺑﺮﺁﻣﺪ . ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﻨﺪ . ﺩﯾﺪ ﮐﻤﺎﻥ، ﻃﺎﻗﺖ ﺣﻤﻠﻪٔ ﮔﺮﮒ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﻣﯽ ﺷﮑﻨﺪ . ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﺸﺴﺖ ﻭ ﺑﺎ ﭼﮏ ﺣﻼﺟﯽ ﺑﻨﺎﯼ ﺯﺩﻥ ﺑﺮ ﺯﻩ ﮐﻤﺎﻥ ﮔﺬﺍﺷﺖ ! ﮔﺮﮒ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻩ ﮐﻤﺎﻥ ﺗﺮﺳﯿﺪ ﻭ ﻓﺮﺍﺭ ﮐﺮﺩ . ﺣﻼﺝ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ . ﻫﻨﻮﺯ ﺑﯿﺶ ﺍﺯ ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻡ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺎﺯ ﺩﯾﺪ

ادامه مطلب ...
داستان ضرب المثل عجب کشکی سابیدم

مجموعه: دنیای ضرب المثل. عجب کشکی سابیدم همش دوغ پتی بود. این ضرب المثل را زمانی به کار می برند که چیزی خلاف انتظار شما اتفاق می افتد و در واقع انتظار آن عمل یا حرف را ندارید. به طور مثال پدری از فرزندش درخواست کاری را می کند و پسر در کمال قباحت می گوید نمی توانم. اینجاست که پدر می گوید: عجب کشکی سابیدم،همش دوغ پتی بود. در رابطه با خود معنای ضرب المثل:. سابیدن کشک که خود مشخص است که کشک را با آب درون تغارچه ای می ریزند و با حرکات چرخشی دست آن را می سابند تا آب درون تغارچه تیره می شود. واژه ی پتی به معنای خالی،تهی،برهنه و لخت و . است و در هر جا

ادامه مطلب ...
ضرب المثل های لری با معنی

مجموعه: دنیای ضرب المثل. ضرب المثل های لری. در میان لرها نیز ضرب المثل های فراوانی وجود دارد که آن ها را در جای جای کشورمان با زبان ها و لهجه های گوناگون می توان شنید. در ادامه برخی از این ضرب المثل ها که در سایر مناطق کشور نیز رایج هستند مورد اشاره قرار می گیرند ( البته با توجه به اینکه لرها از طوایف گوناگون و دارای لهجه های متفاوتی می باشند ممکن است برخی از کلمات این ضرب المثل ها در لهجه ای دیگر دارای تفاوت هایی باشد ). اگر نانت در خانه است گاوت در صحراست، اگر نانت به صحراست گاوت در خانه. این معنا که بسیار در اسلام مورد عنایت می باشد کنایه

ادامه مطلب ...
داستان ضرب المثل خاک برسر

داستان ضرب المثل خاک برسر. مجموعه: دنیای ضرب المثل. د��ستان و کاربرد ضرب المثل خاک برسر. کاربرد ضرب المثل:. ضرب المثل "خاک بر سر" دارای معانی مجازی فراوانی است، گاه برای تحقیر و یا به صورت دشنام به کار می رود و"چه خاکی بر سر کنم" به معنی چه کار باید بکنم است و " خاک بر سر کرده کسی که به هنگام عزاداری برایحسین بن علی در حین راه پیمایی خاک بر سر خود می ریزد. داستان ضرب المثل :. در دوران خلافت " عبد الملک " ، قطری ، رئیس خوارج از ترس " حجاج بن یوسف" والی عراق به طبرستان گریختو به حاکم گیلان" اسپهبد فرخان" پنا ه آورد. اسپهبد فرخان فرمان داده بود که

ادامه مطلب ...
ضرب المثل خدا شری بدهد كه خیر ما در آن باشد

مجموعه: دنیای ضرب المثل. داستان ضرب المثل خدا شری بدهد که خیر ما در آن باشد. مورد استفاده:. به افراد طمعکاری گفته می‌شود که به هر طریقی دنبال سود بیشتری هستند. داستان ضرب المثل:. روزگاری، مردی در شهری قاضی بود. این مرد تمام سعی و تلاشش را می‌کرد که با عدل و داد به قضاوت بپردازد و حقی را ناحق نکند این همه عدالت به کام عده‌ای از ثروتمندان و زورگویان شهر که قبلاً به واسطه ثروت و نفوذشان از زیر بار قانون فرار می‌کردند خوش نمی‌آمد. یک روز یکی از ثروتمندان شهر که کینه‌ی بدی هم از این قاضی در دل داشت، تصمیم گرفت یک شب وقتی قاضی خواب است به او حمله ک

ادامه مطلب ...
داستان ضرب المثل دوستی با مردم دانا نكوست

مجموعه: دنیای ضرب المثل. مورد استفاده:. به کسانی گفته می‌‌شود که می‌‌دانند معاشرت با افراد دانا سعادتمندی می‌‌آورد. داستان ضرب المثل:. روزی روزگاری، مرد دانایی از منطقه‌ی آبادی که پر از درختان میوه بود می‌‌گذشت. ناگهان چشمه‌ی آبی را دید که از آن رودی روان شده بود. مرد که خیلی خسته بود، هوس کرد برود و زیر درختی کنار رود کمی استراحت کند. مرد افسار اسبش را به درختی بست زیراندازش را برداشت تا زیر درختی پهن کند و بخوابد که ناگهان دید باغبانی کنار رودخانه بیلش را به درخت تکیه داده و همانجا خوابیده. باغبان خسته با دهان باز خوابیده بود مرد با دیدن

ادامه مطلب ...
داستان ضرب المثل ﻣﺮﺩﻩ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺯﻧﯽ؟!

مجموعه: دنیای ضرب المثل. داستان ضرب المثل ﻣﺮﺩﻩ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻩ ﺭﺍ ﻣﯽﺯﻧﯽ. ﺍﯾﻦ ﻣﺜﻞ ﺭﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻨﺒﻠﯽ ﺑﺰﻧﺪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻣﺮﺍﺭ ﻣﻌﺎﺵ ﺳﺮﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺑﯿﮑﺎﺭﯼ ﻋﺎﺭ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. داستان ضرب المثل:. ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻩ ﺟﻤﻌﯽ ﺍﺯ ﺑﯿﻜﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺑﯿﻌﺎﺭﺍﻥ ﺩﻭﺭ ﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺩﻓﻌﻪ ﯾﻜﯽ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻥ ﻣﯽﺯﺩ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺩﻭﺭ ﺍﻭ ﺟﻤﻊ ﻣﯽﺷﺪﻧﺪ ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺤﻞ ﻋﺒﻮﺭ ﻣﯽﻛﺮﺩ، ﺳﺮ ﺭﺍﻩ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﭘﻮﻝ ﻛﻔﻦ ﻭ ﺩﻓﻦ ﺍﻭ ﺍﺯ ﻣﺮﺩﻡ ﺍﺧﺎﺫﯼ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ. ﺍﯾﻦ ﻛﺎﺭ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺁﻥ ﮔﺮﻭﻩ ﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺍﻣﺮﺍﺭ ﻣﻌﺎﺵ ﻣﯽﻛﺮﺩﻧﺪ. ﯾﻚ ﺭﻭﺯ ﻧﺎﺻﺮﺍﻟﺪﯾﻦﺷﺎﻩ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﻋﺒﻮ

ادامه مطلب ...
ﺿﺮﺏﺍﻟﻤﺜﻞهای ﺟﺎلب ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ (2)

مجموعه: دنیای ضرب المثل. ضرب المثل حیوانات. ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺷﺘﺮ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻏﺎﺯ ‏(. ﺧﺮ قیمت ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ‏). ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﺍﺭﺟﻤﻨﺪ ﺗﻮﺟﻬﯽ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ، ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺣﺴﺎﺏ ﻧﻤﯽﺁﯾﻨﺪ. ﺟﺎﻥ ﮐﻨﺪﻥ ﺧﺮ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﯾﺎﺑﻮ. ﺯﺣﻤﺖ ﺭﺍ ﯾﮑﯽ ﻣﯽﮐﺸﺪ ﻭ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﯽﺑﺮﺩ. ﺟﻮﺟﻪ ﺭﺍ ﺁﺧﺮ ﭘﺎﯾﯿﺰ ﻣﯽﺷﻤﺎﺭﻧﺪ. ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻭ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻫﺮﮐﺎﺭ ﻭ ﻫﺮﭼﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺑﺪﺳﺖ ﻣﯽﺁﯾﺪ. ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ ﺣﺴﺎﺏ ﺍﺳﺖ. ﺟﻮﺟﻪ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻋﺰﺍ ﺳﺮ ﻣﯽﺑﺮﻧﺪ ﻫﻢ ﺩﺭ ﻋﺮﻭﺳﯽ. ﺍﺯ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﺷﺨﺎﺹ ﮐﺎﺭﺁﻣﺪ ﺩﺭ ﻫﻤﻪﺟﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﮐﺎﺭ ﻭ ﺯﺣﻤﺖ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪﻋﻬﺪﻩ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺯﺣﻤﺘﮑﺶ ﻭ ﺳﺮﺑﻪﺯﯾﺮ ﺍﺳﺖ. ﺟﯿﺒﺶ ﺭﺍ ﺗﺎﺭ ﻋﻨﮑﺒﻮﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ. ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺷﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﺟﯿﺐ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺁﺱ ﻭ ﭘﺎﺱ ﻭ ﻣﻔﻠﺲ ﺍﺳ

ادامه مطلب ...
ضرب المثل دانه دیدی، دام ندیدی

مجموعه: دنیای ضرب المثل. داستان ضرب المثل دانه دیدی، دام ندیدی. مورد استفاده:. در مورد افرادی گفته می‌شود که با غرور کاذبشان دچار درد سر می‌شوند. داستان ضرب المثل:. در روزگاران گذشته، کلاغ و عقابی در جنگل زندگی می‌کردند. کلاغ روی یکی از درختان بلند جنگل لانه داشت و عقاب روی قلّه‌ی کوه بلندی در وسط جنگل لانه ساخته بود. کلاغ خیلی دوست داشت مثل عقاب آرام و سریع بتواند پرواز کند. اما قادر نبود. کلاغ هر روز جلوی لانه‌اش می‌نشست و به پرواز عقاب نگاه می‌کرد. خبر این کار کلاغ به گوش عقاب رسیده بود که کلاغی روی درخت چنار بلند جنگل زندگی می‌کند که ا

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه